الحر العاملي ( مترجم : افراسيابى )

53

جهاد النفس ( فارسى )

آن هديه چيست ؟ عرض كرد : صبر و نيكوتر از صبر . فرمود : نيكوتر از صبر چيست ؟ عرض كرد : رضا و نيكوتر از آن . فرمود : نيكوتر از رضا چيست ؟ عرض كرد : زهد و نيكوتر از آن . فرمود : نيكوتر از زهد چيست ؟ عرض كرد : اخلاص و نيكوتر از آن . فرمود : نيكوتر از اخلاص چيست ؟ عرض كرد : يقين و نيكوتر از يقين . پيامبر مىفرمايد گفتم : اى جبرئيل ! نيكوتر از يقين چيست ؟ گفت : راه رفتن به آن توكّل نمودن بر خداى عزّ و جلّ است گفتم : توكّل بر خدا چيست ؟ گفت : آگاهى به اينكه ضرر و نفع و عطا و منع هيچ يك به دست مخلوق نيست و نوميدى از مخلوق را در عمل رعايت كند پس هر گاه بنده‌اى چنين باشد براى هيچ كس غير از خدا كار نمىكند و اميد و بيم ندارد جز از خدا و به هيچ كس جز خدا چشم نمىدوزد پس اين معناى توكّل است . گفتم : اى جبرئيل ! تفسير صبر چيست ؟ گفت : در سختى شكيبايى كند چنان كه در شادى و در تنگدستى شكيبايى كند چنان كه در ثروتمندى و در بلا شكيبايى كند چنان كه در وقت عافيت و تندرستى پس از بلايى كه به او رسيده به نزد مخلوق شكوه و شكايت نبرد . گفتم : تفسير قناعت چيست ؟ گفت : به آنچه از دنيا نصيب او گرديده قانع باشد به كم قانع باشد و شكر آن را به جاى آورد . گفتم : تفسير رضا چيست ؟ گفت : شخص رضايتمند بر مولاى خود خشم نمىگيرد چه به دنيا رسيده باشد چه نرسيده باشد و بر نفس خود به عمل كم خوشنود نيست . گفتم : اى جبرئيل ! تفسير زهد چيست ؟ گفت : اينكه دوست بدارد آن كس را كه آفريننده‌اش را دوست دارد و دشمن بدارد آن كس را كه آفريننده‌اش را دشمن مىدارد و از حلال دنيا بر خود تنگ بگيرد و به حرام آن توجّهى نكند زيرا حلال آن حساب دارد و حرامش موجب عقاب است و به همهء مسلمانان مهربانى كند چنان كه نسبت به خود مهربان است و آنچنان كه از مردارى كه بوى گندش زياد شده است پرهيز مىكند از سخن گفتن بپرهيزد و همچنان كه از آتشى كه او را فرا گيرد دورى مىكند از چيزهاى پوچ و فانى دنيا و زينت دنيا پرهيز كند و آرزويش را كوتاه كند و اجلش را پيش رو داشته باشد . گفتم : اى جبرئيل ! تفسير اخلاص چيست ؟ گفت : مخلص كسى است كه هيچ چيز را از مردم درخواست نكند تا خود بيابد و آنگاه كه يافت خوشنود باشد و اگر چيزى در نزد او باقى ماند آن را در راه خدا عطا كند پس اگر از مخلوق درخواست نكند به عبوديّت خداوند اقرار كرده است .